Posts Tagged ‘ سفر به استرالیا+ اندونزی+قایق ’

سفری خطرناک با قایق به استرالیا


در بیستم تیرماه 1389 بهمراه همسرم به دلایل سیاسی و تحت فشار بودن از طرف حکومت که از سال 1372 تحمل می نمودم از ایران خارج شدم، پس از دشواری های فراوان به یکباره خودم و همسرم را در اندونزی یافتم. اندونزی کشوری با جمعیت بالغ بر 230 میلیون نفر و مردمی مسلمان ، مسیحی، هندو و … بهمراه آزادی های اجتماعی. کشوری که بیش از 13000 جزیره دارد.
مدت 34 روز حیران و سرگردان به دنبال فرد یا افرادی که ما را به استرالیا ببرند می گشتیم راحت بگویم به دنبال قاچاقبر بودیم. در ابتدا در شهر جاکارتا در خیابانی به نام جالان جاکسا ساکن بودیم و هر روز در خیابانهای جاکارتا با هوای بسیار نم دار به دنبال شخصی که شبیه ایرانی و یا افغانی باشد می گشتیم. هر کسی را که شبیه به ایرانی و افغانی می دیدیم جلو می رفتیم و سعی می کردیم که بفهمیم فارسی صحبت می کند یا نه. بعد از مدتی در شهر جاکارتا پس از غروب خورشید بود و هوا کمی تاریک شده بود که یکباره همسرم گفت که این فرد به نظرم ایرانی است وقتی جلو رفتیم و با ایشان صحبت کردیم متوجه شدیم که اهل اهواز است از ایشان که وهاب نام داشت در مورد مسیر راه به استرالیا و قیمت سوال کردیم که ایشان به دلیل عدم اعتماد جواب خوبی به ما نداد و فقط به ما راهنمایی کرد که باید به یک شهری که نزدیک جاکارتا است (حدود یکساعت) به نام بگور است بروید. ما هم روز بعد به شهر بگور بوسیله ترن رفتیم. پس از جستجوهای فراوان یک روز کامل با چند خانواده ایرانی آشنا شدیم . یکی از خانواد ه هایی که با آن آشنا شدیم یک مادر به همراه سه دختر بود. مادری که یک دخترش ازدواج کرده بود و دو دختر زیبای دیگرش در کشور اندونزی گرفتار اعتیاد شده بودند و معمولا خوراکی مناسب مسافران و رهگذران ایرانی شده بودند(وا اسفا)
آن شب تا دیر وقت با این خانواده صحبت کردیم و راههای خروج از اندونزی و ورود به استرالیا را برای ما معرفی کردند این خانواده خود را به سازمان ملل معرفی کرده بودند و منتظر جواب سازمان ملل بودند.
پس از مصاحبت با این خانواده و این مادر رنجدیده راهی جاکارتا شدیم و روز بعد با محل اقامت خود در جاکارتا تسویه حساب نمودیم و راهی بگور شدیم. در آنجا اشخاصی به نامهای حمید و مجید وــــــ که سه نفر بودند از ما خواستند که ما در طبقه بالای منزلی که آنها اجاره کرده بودند مستقر شویم. من و همسرم هم این کار را انجام دادیم و کرایه مکان و هزینه های جاری را با آنها مشترک شدیم.
پس از 45 روز از ورودمان به اندونزی بالاخره فرد مورد نظر را یافتیم و شخصی به نام علی حامد ما را به اشخاصی چون مصطفی و امیر معرفی نمود تا بتوانیم به همراه قایق آنها اندونزی را ترک و به استرالیا سفر نماییم.
پس از هماهنگی با علی حامد راهی جاکارتا شدیم و از آنجا با هواپیما به جزیره بالی و از آنجا به جزیره لومبوک رفتیم. در آنجا شخصی به نام مصطفی دنبالمان آمد و ما را با یک ماشین به مکانی که حدودا ده دقیقه تا فرودگاه فاصله داشت برد. به یکباره وارد مکانی شدیم که ظاهرا اداره کاریابی این جزیره بود ولی از جلوی کارمندان به اتاقی بزرگ در پشت این اداره راهنمایی شدیم. اتاقی بزرگ که حدود 53 نفر را در خود جای داده بود. زن و مرد ، پیر و جوان، کودک و خردسال همه و همه در اتاقی حدود 70 متر با پنجره هایی که کاملا با پرده پوشیده شده بود و اجازه کنار زدن پرده را نداشتیم به همراه یک دستشویی و یک حمام بسیار کثیف.
ادامه این سفر پر خطر را در هفته بعد می نویسم.

Advertisements