اگر این لینک 18+ می بود چه اتفاقی می افتاد


چند هفته ای هست که آرام و قرار ندارم. هر روز خبرهای ناگوار به گوش می رسد . خبر از اعدام، خبر از دستگیری، خبر از تجاوز، خبر از شکنجه ،تهدید، تطمیع و …
و حال در بزرگترین جامعه مجازی که به حق می توان سایت بالاترین را در سایت جدول مشاهده کرد چه اتفاقاتی می افتد.
چرا اینگونه باید اتفاق بیافتد. اگر لینکی 18+ باشد چه اتفاقی می افتد و برعکس اگر لینکی در راستای احقاق حقوق بشر باشد و یا امضاء پتیشنی برای نجات جان یک زندانی سیاسی ، معلمی گمنام به نام عبدالرضا قنبری و یا زندانی سیاسی کرد حسین خضری باشد چه اتفاقی می افتد. یا خیلی زود از صفحه خبرهای تازه صفحات دوم و سوم انتقال می یابد و با امتیاز اندک محو می شود و یا چند روزی با همان امتیاز اندک می ماند.
بالاترین بیش از 33000 کاربر دارد ولی حتی یک پتیشن که نیاز مبرم در راستای نجات جان یک انسان و اتحاد خودمان نیز هست با رای کمی در صفحات مجازی گم می شود.
اما اگر لینکی با 18+ باشد چه اتفاقی می افتد.دوستان نظر دهید. من هم اولین لینک 18+ خود را تا ساعاتی دیگر می گذارم ببینم سرنوشت این دو لینک چه می شود.
دوستانی که مایل به امضاء برای نجات جان یک زندانی سیاسی معلم گمنام عبدالرضا قنبری می باشند لینک زیر را دنبال کرده و پتیشن مذکور را امضاء کنند.

http://www.gopetition.com/petition/40774.html

امضاء پتیشن جهت جلوگیری از اعدام عبدالرضا قنبری معلم گمنام


جهت امضاء پتیشن لطفا بر روی لینک زیر کلیک نمایید.

http://www.gopetition.com/petition/40774.html

در زیر خلاصه ای از چگونگی دستگیری عبدالرضا قنبری به نقل از خبرگزاری حقوق بشر رهانا می آید.
عبدالرضا قنبری محکوم به اعدام یکی دیگر از قربانیان سناریوی نهادهای امنیتی | رهانا
روز ۹ بهمن قنبری را همراه زندانیان به دادگاه برده، سوالاتی که قرار بوده قاضی روز بعد از آن‌ها بپرسد را به آنان داده و می‌خواهند که این‌ها را پاسخ‌ دهند تا در مجازات‌شان تخفیف داده شود.
رهانا: وی آذر ۱۳۸۸ ایمیلی از طرف سازمان مجاهدین دریافت می‌کند که در آن به وی پیشنهاد شده تلفنی اعلام کند تا با وی تماس گرفته شود. پس از مدتی به تلفن او تماس گرفته می‌شود و فردی از طرف سازمان خود را به او معرفی کرده و از وی می‌خواهد در تجمعات خیابانی حضور یافته و گزارش ارسال کند. در روز عاشورا عبدالرضا قنبری از طریق تلفن به فرد رابط ، گزارش حدود یک دقیقه داده و فیلمی در حدود نیم دقیق به آدرس ایمیل وی ارسال می‌کند.
به گزارش خبرنگار رهانا، یک هفته بعد در روز ۱۴ دی ۱۳۸۸ او را در محل کارش که دبیرستانی در پاکدشت بوده دستگیر می‌کنند و او متوجه می‌شود که ماموران امنیتی، اطلاعات زیادی از او دارند و بنابراین درخواست آنان را مبنی بر همکاری، حضور در دادگاه علنی و بیان اظهارات خلاف واقع و اغراق‌آمیز علیه خود می‌پذیرد.
در روز ۹ بهمن او را به اتفاق جمعی از جمله مرتضی سیمیاری و پیام فناییان به محل دادگاه برده، سوالاتی که قرار بوده قاضی روز بعد از آن‌ها بپرسد را به آنان داده و به آنان گفته می‌شود که این پاسخ‌ها را بدهید تا در مجازات شما تخفیف داده شود.
همچنین به او و سایرین گفته می‌شود که از درخواست وکیل تعیینی صرف‌نظر کنند تا به آن‌ها بیشتر ارفاق شود و سپس مانند سکانس‌های آزمایشی از آن‌ها فیلم‌برداری می‌‌کنند. روز بعد، ۱۰ بهمن ماه، دادگاه به ریاست قاضی صلواتی تشکیل شده و آن‌ها هم طبق موافقت قبلی موارد را اعلام می‌کنند . لازم به ذکر است که این اتفاقات در زمانی روی می‌دهد که او و سایرین در انفرادی بند ۲۴۰ بوده‌اند.
بر اساس گزارش خبرنگار رهانا، به نظر می‌رسد که ایمیلی که در آن از قنبری برای ارسال گزارش دعوت شده بود از سوی وزارت اطلاعات بوده است. چرا که آدرس ایمیل مذکور آدرسی سازمان نبوده است. افزون بر این یکی از زندانیان آزاد شده به خبرنگار رهانا در این خحصوص می‌گوید: « در زندان مواردی بسیاری مشاهده شده است که افرادی که قبلا پرونده و سابقه محکومیت یا اتهام سیاسی داشته‌اند با روش‌های گوناگون مورد توجه وزارت اطلاعات بوده و بعضا بازداشت شده بودند بی آن که در جریانات اخیر نقشی داشته باشند.»

سه پست جهت امضاء پتیشن برای جلوگیری از اعدام زندانی سیاسی کرد،حسین خضری به بالاترین ارسال گردید.ولی فقط 261 امضاء ثبت گردید!


در حالی که سایت بالاترین بیش از 33000 عضو و تعداد زیادی کاربر دارد ولی تا بحال سه پست جهت امضاء پتیشن «جلوگیری از اعدام زندانی سیاسی کرد حسین خضری «ارسال گردیده ولی متاسفانه فقط 261 امضاء تا صبح روز چهارشنبه ثبت شده است. لینک پتیشن در ذیل آمده است. از تمامی آزادیخواهان جهان درخواست می شود که این پتیشین را امضاء کرده تا به حد نصاب 1000 امضاء برسد سپس پتیشن به سازمان ملل و سازمان عفو بین الملل به صورت حضوری تحویل داده خواهد شد.
لینک امضاء پتیشن
http://www.gopetition.com/petition/40437.html

هشدار به بالاترینی ها: به نظرتان وظیفه خودمان که احقاق دمکراسی است را فراموش نکرده ایم؟


نمی دانم بالاترینی ها را چه شده است که لینک هایی را که به جان انسان ها مربوط می شود را به سادگی رها کرده و لینک هایی طنز و هجو و بیهوده را چنان کلیک کرده و رای می دهیم که بسیاری از این لینکها رای و نظر بالایی می آورد که نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کند. دیروز لینکی را در مورد امضاء پتیشن برای نجات جان یک انسان دربند که منتظر حکم اعدام می باشد را گذاشتم ولی نه اینکه فقط به مدت کوتاهی در لیست لینکهای داغ بود بلکه آن انتظاری را که از بالاترینی ها می رفت برآورده نشد.
لینک دیروز به قرار زیر بود.
امضاء پتیشن جهت جلوگیری از اعدام زندانی سیاسی حسین خضری
استمداد کمک حسین خضری محکوم به اعدام در راستای نجات جان یک انسان به عنوان کمترین کاری که هر فرد می تواند انجام دهد حداقل این پتیشن را امضا کند در زیر نیز نامه حسین خضری آمده است .
لطفا جهت امضا پتیشن لینک زیر را کلیک کنید
http://www.gopetition.com/petition/40437.html

امضاء پتیشن جهت جلوگیری از اعدام زندانی سیاسی حسین خضری


استمداد کمک حسین خضری محکوم به اعدام در راستای نجات جان یک انسان به عنوان کمترین کاری که هر فرد می تواند انجام دهد حداقل این پتیشن را امضا کند در زیر نیز نامه حسین خضری آمده است .
لطفا جهت امضا پتیشن لینک زیر را کلیک کنید
http://www.gopetition.com/petition/40437.html

همه با هم به استقبال ۱۳ آبان می رویم. چهارشنبه ۱۲/۰۸/۱۳۸۹ ساعت ۲۲ با فریاد الله اکبر بر پشت بام.


همه با هم در شب ۱۳ آبان همبستگی خود را بار دیگر اعلام کرده و جواب اراجیف ا.ن و خ.ر را می دهیم. ما زنده ایم و جنبش ما زنده است.

ظلم هایی که بر زنان از طرف خانواده ، شوهر و اجتماع انجام می پذیرد


فرق میان جامعه سنتی و جامعه مدرن در چیست ؟
جه زمانی می توان جامعه سنتی را به جامعه مدرن تبدیل کرد؟
در جامعه سنتی همه افکار و اعمال انسانها برگرفته از پیشینیان و یا عرف اجتماع که در حقیقت همان عزف نیز از گذشتگان به یادگار مانده است.
یک جامعه سنتی از ورود فرهنگ جدید به شدت جلوگیری می کند و در مقابل آن عکس العمل شدیدی نشان می دهد .
به جامعه ای جامعه مدرن اطلاق می شود که در آن از تکنولوژی روز و همراه با فرهنگ رایج دنیا بکار برده شود.
فرهنگ هسته اصلی هر اجتماع می باشد که در جوامع سنتی این اصل انکار ناپذیر موجب مشکلات بسیاری در تقابل با تکنولوژی دنیا شده است و حتی دین را نیز تحت تاثیر خود قرار داده است .
نقش زن در هر اجتماعی بسیار مهم و حیاتی می باشد و می توان با باوری قاطع اینگونه اظهار داشت که زنان حرف اصلی هر جامعه ای را می زنند.
در جوامع سنتی با توجه به سنت ها و تاثیرپذیری افراد از گذشتگان بر زنان جفای بسیار شده است.
در کشوری مثل ایران که تا مدرنیته شدن فاصله بسیار دارد و بیشتر به جوامع سنتی نزدیک می باشد سوای حکومت استبدادی که بر آن حاکم است خود زنان نیز بر خود ظلم عظیم وارد می نمایند و به راحتی هر استبدادی را می پذیرند و آن را به عنوان یادگاری از گذشتگان خود با میل تمام انجام می دهند.
زنان در ایران از حقوق اولیه خود نه اینکه برخوردار نیستند بلکه حتی کمترین اطلاعی از حقوق خود ندارند .
در جوامع سنتی مثل ایران زنان به کارهای سخت وادار می شوند.
_ اجبار به داشتن فرزند ناخواسته.
ـ اجبار به حجاب
ـ نداشتن حق حضانت فرزند
ـ اجبار به ادامه زندگی با همسر خود حتی در صورت نداشتن تفاهم(بنا بر قولی از اجدادمان : زن باید با چادر سفید به خانه شوهر برود و با سفید که همان کفن است از آن خارج شود.)
ـ ننگ تلقی کردن طلاق (طلاق را امری بسیار زشت و ناپسند می دانند و حتی آن را به عنوان آبرو ریزی برای خانواده تلقی می کنند)
ـ آزاد نبودن در آرایش و حتی کوتاه کردن موی سر(همه باید با اجازه شوهر و قبل از ازدواج اگر هم باشد با اجازه والدین صورت می گیرد.)
ـ صحبت کردن یک زن با یک مرد حتی در حضور مردم به عنوان یک نقطه منفی محسوب می گردد و این موضوع می تواند موجب سرزنش او گردد.
ـ کتک کاری از طرف شوهر خود
ـ ممنوع بودن ادامه تحصیل در بسیاری از رشته ها
ـ ممنوعیت کار در بسیاری از مشاغل از جمله قضاوت
ـ ممنوعیت حضور در ورزشگاهها جهت تماشای مسابقات ورزشی مردان
ـ عدم انجام مسابقات ورزشی در ورزشگاههای غیر مسقف
ـ ممنوعیت تماشای ورزش حتی از تلویزیون از طرف خانواده
ـ کار کردن برای زن در جامعه به عنوان تفریحی به حساب می آید که اکثر زنان و دختران از طرف شوهر و خانواده خود از آن منع می گردند.
ـ نگاه تحقیر آمیز از طرف مردان برای آن دسته از نانی که به مشاغل مدیریتی و یا درجه 2 مدیریتی رسیده اند.
ـ در جوامع سنتی اگر زن حتی مقداری با پوشش نامتعارف در جامعه ظاهر شود از او به عنوان زنی فاسد و هرزه یاد می شود.
ـ در مورد ازدواج نیز باید منتظر بماند تا فردی به خواستگاری او بیاید و ناچارا باید فردی را که فقط خانواده او مورد تایید قرار می دهند قبول نماید.
ـ اگر تا سنی معین ازدواج ننماید از او اصطلاحا به عنوان «ترشیده» یاد می شود.
و
بسیاری احجاف و ظلمهای که بر زن چه از طرف خود او و یا شوهر و خانواده و یا اجتماع می شود که در این مطلب مختصر از ذکر آن بناچار خودداری می کنیم.
حال به جرات می توان گفت که در یک جامعه مدرن زنان از تمامی حقوق شهروندی برخوردار می باشند و این در حالی است که در بسیاری از نقاط ایران زنان کمترین اطلاعی از حقوق خود ندارندو خندیدن که حق طبیعی هر فرد می باشد نیز در اجتماع از آن محرومند و یا حتی جمعی که برادر و یا شوهر و یا بزرگترها باشند حق خندیدن ندارد
حال برای رفع این تبعیضها و ظلمها باید چاره اندیشید.
به نظر نگارنده بهترین و سودمند ترین عمل بالابردن سطح آگاهی مردم چه از طریق اینترنت ،روزنامه ،بروشور،کتاب و یا ساخت فیلم و نمایشنامه می باشد .
تصور کنید در گرمای تابستان که درجه هوا بیش از 45 درجه سانتیگراد می باشد زنی با پوشش کامل که عبارت است از مقنعه ،چادر، شلوار و جوراب و در آغوش فرزندی را دارد و ساکی را نیز بدست دارد و منتظر آمدن اتوبوس باشد و زمانی که اتوبوس بعد از تاخیری قابل توجه به ایستگاه برسد بالاجباربه علت پر بودن صندلی ها باید مسیری طولانی را ایستاده طی کند.
در جوامع سنتی زحمت تربیت و بزرگ نمودن فرزند به عهده زن می باشد و مرد فقط مخارج فرزند را تامین و می نماید و نقشی خیلی کمی را در تربیت فرزند ایفا می کند.
اکنون که ما مشکلات زنان در جوامع سنتی مثل ایران را برشمردیم بهتر است که در مطلب بعدی راههای کاملی از عوامل این بحران و راههای خروج از این بحران را بپردازیم.
محمدرضا 03/08/1389