داستان من از کجا شروع شد


قسمت اول
امروز 25 خرداد ماه برابر با 15/jun/2011 است از امروز قصدم بر این رفته تا شمه ای از جفای هولناکی که توسط حکومت ایران بر من وارد شد را بیان کنم. شاید در نوشتار نتوانم ادبیات نویسندگی را به صورت کامل ادا نمایم ولی تمام تلاشم بر این است تا تمامی ماجرا را از ابتدا و به صورت کامل بیان نمایم.
در بهمن ماه سال 1372 ( February 1994) به علت اعتراض به تخریب یکی از مساجد اهل سنت مشهد به مدت 2 شبانه روز بازداشت شدم. بازداشت اینجانب توسط نیروی اطلاعات 113 یا همان ستاد خبری اطلاعات که در خیابان پاسداران مشهد واقع بود انجام شد. بازداشت اینجانب و تنی چند از دوستانم در هنگام خواندن نماز در محل تخریب شده مسحد اهل سنت بود که همان نماز خواندن نشانه اعتراض به تخریب مسحد بود.
مسجد اهل سنت شیخ فیض مشهد در خیابان خسروی نو در کوچه خامنه ای واقع بود.پس از دستگیری و شنیدن فحش های رکیک و خوردن سیلی به بازداشتگاه ستاد خبری اطلاعات برده شدیم.
دو شبانه روز برای یک نوجوان که به دین و دیانت عقیده محکم داشت واقعا سخت بود. در زیرزمینی که من در تک سلول آنجا بازداشت بودم انواع و اقسام فحش های رکیک و شکنجه های روحی را تجربه کردم
دو شبانه روز تمام شد و به قید وثیقه و ضمانت آزاد شدم و تعهدنامه ای نیز امضاء کردم که دیگر در آن محل نماز نخوانم.
پس از آزادی با تعدادی از دوستان شروع به فعالیت سیاسی کردیم
ادامه دارد

Advertisements
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: