ABC News Widget


Advertisements

با امضاء این پتیشن با اعدام لقمان و زانیار مرادی مخالفت خود را اعلام نمائیم.


لقمان و زانیار مرادی دو شهروند کرد ایرانی که توسط حکومت ایران دستگیر شده اند و بدون هر گونه دخالت در ارتکاب قتل به اعدام محکوم شده اند. ما امضاء کنندگان این پتیشن از جامعه بین المللی درخواست داریم که برای جلوگیری از این بی عدالتی اقداماتی به عمل آورند. با استفاده از لینک اصلی و یا لینک درج شده در قسمت نظرات پتیشن را امضاء نمائید

لینک امضاء پتیشن

http://www.gopetition.com/petitions/do-not-execute-loghman-and-zanyar-moradi.html

.

سفری خطرناک با قایق به استرالیا


در بیستم تیرماه 1389 بهمراه همسرم به دلایل سیاسی و تحت فشار بودن از طرف حکومت که از سال 1372 تحمل می نمودم از ایران خارج شدم، پس از دشواری های فراوان به یکباره خودم و همسرم را در اندونزی یافتم. اندونزی کشوری با جمعیت بالغ بر 230 میلیون نفر و مردمی مسلمان ، مسیحی، هندو و … بهمراه آزادی های اجتماعی. کشوری که بیش از 13000 جزیره دارد.
مدت 34 روز حیران و سرگردان به دنبال فرد یا افرادی که ما را به استرالیا ببرند می گشتیم راحت بگویم به دنبال قاچاقبر بودیم. در ابتدا در شهر جاکارتا در خیابانی به نام جالان جاکسا ساکن بودیم و هر روز در خیابانهای جاکارتا با هوای بسیار نم دار به دنبال شخصی که شبیه ایرانی و یا افغانی باشد می گشتیم. هر کسی را که شبیه به ایرانی و افغانی می دیدیم جلو می رفتیم و سعی می کردیم که بفهمیم فارسی صحبت می کند یا نه. بعد از مدتی در شهر جاکارتا پس از غروب خورشید بود و هوا کمی تاریک شده بود که یکباره همسرم گفت که این فرد به نظرم ایرانی است وقتی جلو رفتیم و با ایشان صحبت کردیم متوجه شدیم که اهل اهواز است از ایشان که وهاب نام داشت در مورد مسیر راه به استرالیا و قیمت سوال کردیم که ایشان به دلیل عدم اعتماد جواب خوبی به ما نداد و فقط به ما راهنمایی کرد که باید به یک شهری که نزدیک جاکارتا است (حدود یکساعت) به نام بگور است بروید. ما هم روز بعد به شهر بگور بوسیله ترن رفتیم. پس از جستجوهای فراوان یک روز کامل با چند خانواده ایرانی آشنا شدیم . یکی از خانواد ه هایی که با آن آشنا شدیم یک مادر به همراه سه دختر بود. مادری که یک دخترش ازدواج کرده بود و دو دختر زیبای دیگرش در کشور اندونزی گرفتار اعتیاد شده بودند و معمولا خوراکی مناسب مسافران و رهگذران ایرانی شده بودند(وا اسفا)
آن شب تا دیر وقت با این خانواده صحبت کردیم و راههای خروج از اندونزی و ورود به استرالیا را برای ما معرفی کردند این خانواده خود را به سازمان ملل معرفی کرده بودند و منتظر جواب سازمان ملل بودند.
پس از مصاحبت با این خانواده و این مادر رنجدیده راهی جاکارتا شدیم و روز بعد با محل اقامت خود در جاکارتا تسویه حساب نمودیم و راهی بگور شدیم. در آنجا اشخاصی به نامهای حمید و مجید وــــــ که سه نفر بودند از ما خواستند که ما در طبقه بالای منزلی که آنها اجاره کرده بودند مستقر شویم. من و همسرم هم این کار را انجام دادیم و کرایه مکان و هزینه های جاری را با آنها مشترک شدیم.
پس از 45 روز از ورودمان به اندونزی بالاخره فرد مورد نظر را یافتیم و شخصی به نام علی حامد ما را به اشخاصی چون مصطفی و امیر معرفی نمود تا بتوانیم به همراه قایق آنها اندونزی را ترک و به استرالیا سفر نماییم.
پس از هماهنگی با علی حامد راهی جاکارتا شدیم و از آنجا با هواپیما به جزیره بالی و از آنجا به جزیره لومبوک رفتیم. در آنجا شخصی به نام مصطفی دنبالمان آمد و ما را با یک ماشین به مکانی که حدودا ده دقیقه تا فرودگاه فاصله داشت برد. به یکباره وارد مکانی شدیم که ظاهرا اداره کاریابی این جزیره بود ولی از جلوی کارمندان به اتاقی بزرگ در پشت این اداره راهنمایی شدیم. اتاقی بزرگ که حدود 53 نفر را در خود جای داده بود. زن و مرد ، پیر و جوان، کودک و خردسال همه و همه در اتاقی حدود 70 متر با پنجره هایی که کاملا با پرده پوشیده شده بود و اجازه کنار زدن پرده را نداشتیم به همراه یک دستشویی و یک حمام بسیار کثیف.
ادامه این سفر پر خطر را در هفته بعد می نویسم.

روژان کودک خردسال واقعیت است یا جنجال خبری


تا کنون با شنیدن چنین خبرهایی چه واکنشی از خود نشان می دادیم.خب بلافاصله پس از خواندن خبر انسان بسیار متاسف و متاثر می شود ولی آیا صرف متاسف شدن کافی است! دوستانی چون آقای مصطفایی و بعضی دیگر از دوستان بالاترینی اقدام به درج شماره حساب و شماره تلفن در لینکهای ارسالی نمودند و مردم هم به صرف دیدن نام آقای مصطفایی و احراز هویت محمد مصطفایی (وکیل) توسط مدیر سایت بالاترین، اقدام به واریز کمک های نقدی می نمایند. از جناب مصطفایی و دیگر دوستان بالاترین خواهش می نمایم با توجه به اینکه سایت دولتی ایسنا در ابتدا خبر مذکور را درج نموده با دقت و وسواس بیشتری اقدام به انتشار خبر و درج شماره حساب نمایند.
بسیاری از انسانهای دنیا و خصوصا مردم ایران در داشتن حداقلی غذا و پوشاک و مایحتاج روزانه خود محروم می باشند. بسیاری از دختران و زنان ایرانی به خاطر فقر به فحشا کشیده شده اند و بسیاری دیگر از مردان به دلیل عدم توانایی مهریه و یا نفقه و یا چکهای برگشتی و مسائل مالی در زندان هستند. مادر یک از زندانیان سیاسی به دلیل فقر شدید مالی بخاطر پنجاه هزار تومان از ملاقات با فرزندش محروم شده بود. خانواده هایی بسیاری که بخاطر فقر مالی به کشورهای دیگر پناه می برند. چه بسیار انسانهایی که بدلیل فقر مالی مجبور به انجام کارهای دون شان خود می باشند.
دوستان محترم می توانیم خبر مربوط به رژوان را به سازمانهای خیریه ایمیل نماییم. باید مواظب باشیم که خبرهای سایتهای دولتی را با وسواس بیشتری انتشار دهیم . اصل خبر خبرگزاری ایسنا را در زیر می خوانیم.
«روژان کودک 4.5 ساله‌اي است كه 27 ماه پيش به دور از چشم پدر و مادرش با شيطنت كودكانه، باطري كنترل ضبط صوت را بلعيد و مری‌اش آسیب شدید دید. پس از هشت بار عمل جراحی تنها یک سانتیمتر از مری روژآن باقی مانده است در حال حاضر معده او در نزديكي گلويش قرار دارد و با كمك سرنگ پنج ميليمتري تنها مي‌تواند مايعات بخورد. با تاييد وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي اميدي براي ادامه درمان روژان در خارج از كشور پيدا شده و بنابر مكاتبات انجام گرفته با بيمارستان مربوطه مبلغ 80 هزار پوند براي انجام درمان او برآورد شده است. روژان کوچولو براي ادامه درمان خود به كمك‌هاي مالي مردم احتياج دارد تا با انجام عمل‌هاي متعدد آينده‌‌ای روشن‌تر داشته باشد. «

بالاترینی ها ، لطفا از لینک کردن به اخباری بجز خبرهای مربوط به 25 بهمن و حواشی آن خودداری نمائیم.


دوستان عزیز در این شرایط حساس بسیاری از خبرگزاری ها و رسانه های حکومتی تلاش در منحرف کردن اذهان مردم از روز سرنوشت ساز ملت یعنی 25 بهمن ماه دارند. امروز روز بسیار مهمی است و تمامی خبرگزاری های خارجی و تلویزیون های کشورهای دنیا چشم به امروز دوخته اند. سعی کنیم که تلاشی عظیم و شگرف در بازتاب درست و صحیح و دقیق اخبار مربوط به این روز سرنوشت ساز نمائیم. باشد تا با فعالیت درست روزنه ای منور به نور دمکراسی در این کشور پدید آید.
بعضی از دوستان لینکهای سرگرمی و یا لینکهای خبرگزاری های دولتی ایران که مربوط به مسائل مربوط به کشورهای دیگر می باشد را بازتاب می دهند که این مسئله باعث منحرف کردن افکار مردم از راهپیمایی عظیم مردمی به مسائل دیگر است.

25 بهمن ماه روز پیروزی ملت ایران بر حاکم دیکتاتورش رسید.


یادم می آید آن روزی را که در راهپیمایی بزرگ ملت ایران بر علیه خامنه ای دیکتاتور شرکت کردم. هنوز آن شور و هیجان را می توان مشاهده کرد. اما مسائلی که ایرانیان از کرد ، بلوچ ، فارس، ترکمن،لر، ترک، آذزی و دیگر قومیتها از آن رنج می برند تبعیض و ظلم هایی است که از اول انقلاب بر آنها وارد شد. از ترکمن ها بگویم که همواره مورد آزار و اذیت و نگاه قومیتی قرار گرفتند و یا از بلوج ها و یا کردها و یا لرها و بهتر بگویم که چگونه مردم تهران ، مشهد و دیگر شهرهای بزرگ را که اکثریت فارس را تشکیل می دهند را مورد آزار و اذیت قرار می دهند. از تمامی مردم ایران از تمامی قومیتها ، از تمامی پیروان اسلام ، مسیحیت ،بهائیت، یهودیت و .. ، از زن و مرد ، کودک ، جوان ، از همه ملت ایران به عنوان یک ایرانی تقاضا می کنم که امروز را مغتنم شمرده و در تظاهرات بر علیه دیکتاتور زمان(دشمن دین و آئین )و به طور کل دشمن انسانیت شرکت کرده و نگذاریم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.


این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.